«گوازیدن» واژهای فارسی است که در متون کهن و لغتنامهها آمده و بار معنایی گستردهای دارد. این کلمه به معنای دست کشیدن، ترک کردن یا دست بردار شدن از کاری یا موضوعی است و نشاندهنده قطع ارتباط یا توقف فعالیت است. در برخی منابع مانند «ناظم الاطباء» «گوازیدن» به معنای رها کردن و کنار گذاشتن چیزی نیز آمده است. معنای دیگر آن، فارغ شدن و آسودگی یافتن از یک مسئولیت یا نگرانی است و جنبه روانی و شعوری دارد. این کاربرد در متون ادبی و شعری دیده میشود و نشاندهنده رهایی و آرامش بعد از ترک کاری است. همچنین «گوازیدن» میتواند به معنای واماندن باشد، یعنی بیاختیار از انجام کاری بازماندن یا ناتوان شدن در ادامه آن. در این معنا، واژه بار معنایی منفی پیدا میکند و حالت ناتوانی و عقبماندگی را نشان میدهد. ریشه و ساختار واژه فارسی است و در ادبیات کلاسیک و متون پزشکی و اخلاقی کاربرد داشته است. استفاده از «گوازیدن» بیشتر در متون توصیفی و آموزنده دیده میشود تا در مکالمه روزمره، اما معنا و مفهوم آن روشن و قابل فهم است.
گوازیدن
لغت نامه دهخدا
گوازیدن. [ گ ُ دَ ] ( مص ) دست کشیدن و دست بردار شدن و ترک کردن. ( ناظم الاطباء ). فارغ شدن. ( شعوری ج 2 ص 324 ). || واماندن. ( ناظم الاطباء ).