گندیدنی

مترادف‌ها

فاسد، پوسیده، گندیده

لغت نامه دهخدا

گندیدنی. [ گ َ دی دَ ] ( ص لیاقت ) آنچه تواند بگندد. آنچه درخور گندیدن بود.

جمله سازی با گندیدنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در طول مدت‌های طولانی که مواد غذایی در دمای نامناسب نگهداری شوند، تبدیل شدن آن‌ها به مواد گندیدنی می‌تواند باعث ایجاد مسمومیت‌های شدید و خطرناک برای سلامت انسان‌ها شود.

💡 مدیریت صحیح پسماندهای شهری نیازمند جداسازی دقیق مواد آلی و گندیدنی از سایر زباله‌ها است تا فرآیند تولید کودهای آلی به شکلی علمی و اصولی انجام پذیرد.

💡 بسیاری از محصولات کشاورزی که به دلیل عدم رعایت استانداردهای بسته‌بندی دچار آسیب می‌شوند، به سرعت به کالاهای گندیدنی تبدیل شده و باعث ضرر مالی زیاد برای کشاورزان می‌گردند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران