گندیدنی تصویر معنی گندیدنی مترادفها فاسد، پوسیده، گندیده لغت نامه دهخدا گندیدنی. [ گ َ دی دَ ] ( ص لیاقت ) آنچه تواند بگندد. آنچه درخور گندیدن بود. گزارش محتوای نامناسب