گلو گرفتگی
مترادفها
التهاب گلو، گرفتگی گلو
متضادها
گشاده بودن گلو
لغت نامه دهخدا
گلوگرفتگی. [ گ ُ / گ َ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) گرفتگی آواز. ( ناظم الاطباء ). عمل گلو گرفتن. حالتی که به مردم گریان دست دهد چون گریه نگه دارند. صَهل. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
گرفتگی آواز. عمل گلو گرفتن.