گشتاگشت

لغت نامه دهخدا

گشتاگشت. [ گ َ گ َ] ( ق مرکب ) گردش کنان. راه پویان: این فقیه آزادمرد از وطن خویش بیفتاد و گشتاگشت رفت تا نزدیک ارسلانخان پسر قدرخان. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 606 ).