گسلاننده

مترادف‌ها

پخش‌کننده، پراکنده‌کننده، گستراننده

متضادها

جمع کننده، گردآورنده

لغت نامه دهخدا

گسلاننده. [ گ ُ س ِ / س َ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) اسم فاعل از گسلاندن و گسلانیدن. رجوع به گسلانیدن شود.

فرهنگ عمید

۱. پاره کننده.
۲. کسی که رشته ای را بگسلاند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران