گروزه

واژه «گروزه» یکی از واژه‌های کهن زبان فارسی است که در متون لغوی قدیم برای اشاره به جمعی از مردم، گروه یا جماعت به کار رفته است. این واژه در فرهنگ‌های لغت سنتی مانند برهان قاطع، آنندراج، جهانگیری و رشیدی به معنای «جمع مردم» یا «دسته‌ای از افراد» تعریف شده و در همین منابع به عنوان واژه‌ای هم‌معنا با گروه و جماعت معرفی شده است. در برخی تحلیل‌های زبان‌شناسی، این واژه احتمالاً صورت دگرگون‌شده یا مصحّف واژه «گروه» دانسته شده است، به این معنا که در گذر زمان دچار تغییر آوایی یا نگارشی شده و شکل «گروزه» را به خود گرفته است. از نظر کاربرد معنایی، این واژه برای بیان تجمع انسان‌ها در یک مکان یا اجتماع افراد با ویژگی یا هدف مشترک به کار می‌رفته است و بار معنایی آن کاملاً اجتماعی و جمعی است. در منابع لغوی جدیدتر نیز تأکید شده که «گروزه» مترادف واژه‌هایی مانند دسته، گروه و جماعت است و همان مفهوم کلی اجتماع افراد را منتقل می‌کند. از دیدگاه ریشه‌شناسی، این واژه فارسی است و ارتباط آن با ساختارهای واژگانی کهن زبان فارسی نشان‌دهنده تحول تدریجی واژگان در طول زمان است. کاربرد آن در متون قدیمی بیشتر جنبه توصیفی داشته و برای بیان اجتماع یا تجمع انسان‌ها در موقعیت‌های مختلف اجتماعی یا تاریخی استفاده می‌شده است. برخی پژوهشگران زبان معتقدند که این واژه در اصل شکل تغییریافته‌ای از «گروه» بوده که در برخی گویش‌ها یا نسخه‌های خطی به صورت «گروزه» ثبت شده است. با وجود این تغییرات، معنای اصلی آن ثابت مانده و همواره بر مفهوم جمع و جماعت دلالت دارد.

لغت نامه دهخدا

گروزه. [ گ ُ زَ / زِ ] ( اِ ) جمع و گروه مردم. ( برهان ) ( آنندراج ) ( جهانگیری ) ( رشیدی ). دکتر معین نوشته اند: جهانگیری ( و بنقل رشیدی )به معنی جمع و گروه مردم آورده اند بدون شاهد، و ظاهراً مصحف «گروه » است. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ).