گرم مزاجی

مترادف‌ها

تندخویی، زودرنجی، تندی

متضادها

سرد مزاجی

لغت نامه دهخدا

گرم مزاجی. [ گ َ م ِ ] ( حامص مرکب ) تندخویی. عصبانیت. عصبی مزاج بودن: او را بسته پیش سلطان اعظم بردند و گفت سیدی چون می بینی خویشتن را و در دل سلطان بود که او را هلاک کند. او را از سر تهور و مزاج گرمی گفت خویشتن راچنان می بینم که حسین بن علی را. سلطان از آن سخن در طیره شد، فرمود تا سرش برداشتند. ( تاریخ طبرستان ).

فرهنگ فارسی

۱ - تند خویی عصبانیت. ۲ - دارای طبع حار بودن.

جمله سازی با گرم مزاجی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گرم مزاجی و برخورد صمیمانه او باعث شده است که در کوتاه‌ترین زمان ممکن، با تمام همکاران و دوستان خود در محیط کار روابط بسیار نزدیکی برقرار کند.

💡 گاهی اوقات گرم مزاجی بیش از حد می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری‌های عجولانه و احساسی شود که در نهایت ممکن است نتایج خوبی برای فرد به همراه نداشته باشد.

💡 ویژگی گرم مزاجی یکی از نقاط قوت او در مدیریت تیم است، زیرا او می‌تواند با انرژی مثبت خود، روحیه کارکنان را در شرایط سخت بالا ببرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران