گردوار تصویر معنی گردوار لغت نامه دهخدا گردوار. [ گ ِرْدْ ] ( اِ ) پاس شب. || حفظ. محافظت. || تفتیش. ( ناظم الاطباء ). فرهنگ عمید پهلوان وار، به روش پهلوانان، مانند پهلوان. کلمات مرتبط پرخیدن طراریدن بازپره مسبئر مصعر قراولی ایتیاب