گردن یکسو کشیدن
مترادفها
گردن چرخاندن
لغت نامه دهخدا
گردن یکسو کشیدن. [ گ َ دَ ی َ / ی ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) نافرمانی کردن. سر باززدن. سر پیچیدن:
از امر تو و نهی تو گردون و زمانه
یکسو نکشد گردن و بیرون ننهد گام.مسعودسعد.و رجوع به گردن کشیدن شود.
جمله سازی با گردن یکسو کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پس از خوابیدن در وضعیت نامناسب روی یک بالش بسیار سفت، صبح با درد شدید و گردنی که یکسو کشیده شده بود از تخت بلند شد.
💡 وقتی پیرمرد سعی کرد به سمت پنجره برگردد، با حرکت ناگهانی گردن که یکسو کشیده شده بود، دچار دردی تند در ستون فقرات گشت.
💡 پزشک توضیح داد که این حالت گردن که یکسو کشیده شده، میتواند ناشی از اسپاسم عضلانی شدید در اثر سرمای زیاد یا حرکات ناگهانی باشد.