لغت نامه دهخدا
گئوش. [ گ ِ ] ( اِ ) در اوستا چهارپایان را گویند. || ( اِخ ) نام فرشته پاسبان جانداران است. رجوع به فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود ج 1 ص 245 و 274 و 323 شود.
گئوش. [ گ ِ ] ( اِ ) در اوستا چهارپایان را گویند. || ( اِخ ) نام فرشته پاسبان جانداران است. رجوع به فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود ج 1 ص 245 و 274 و 323 شود.
گئوش اورون
نشخوار، نشخوار کردن گاو یا سایر حیوانات اهلی و جویدن در گویش بهاری.
روح گاو. مهمترین استعارهای که در گاثهها و بخصوص در فصل XXIX آن به کار رفته گئوش-اورون است که دشمنان راستی به او ظلم و اجحاف روا میدارند.