کوری نمودن
مترادفها
کور شدن، نابینا شدن
متضادها
بینا شدن
لغت نامه دهخدا
کوری نمودن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تغطش. تغاطش. تعامی. ( منتهی الارب ). خود را به نابینایی زدن. برخلاف حقیقت اظهار کوری کردن.
فرهنگ فارسی
تغطش. تغاطش. خود را به نابینایی زدن