کورمالی

متضادها

پاک‌دستی، شفافیت

لغت نامه دهخدا

کورمالی. ( حامص مرکب ) دست مالیدن به اشیاء در تاریکی برای یافتن چیزی. و رجوع به کورمالی کردن شود.

فرهنگ فارسی

دست مالیدن به اشیائ در تاریکی برای یافتن چیزی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران