کودک اوردن

مترادف‌ها

بچه آوردن، زاییدن

لغت نامه دهخدا

( کودک آوردن ) کودک آوردن. [ دَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) بچه زاییدن:
ششم سال آن دخت قیصر ز شاه
یکی کودک آورد مانندماه.فردوسی.رجوع به کودک آمدن شود.

فرهنگ فارسی

( کودک آوردن ) بچه زاییدن

جمله سازی با کودک اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسیاری از زوج‌ها پیش از تصمیم برای کودک اوردن، نیاز دارند که شرایط اقتصادی و روحی خود را به دقت بررسی کنند تا زندگی آینده فرزندشان با مشکل مواجه نشود.

💡 تصمیم برای کودک اوردن در سنین بالا می‌تواند چالش‌های فیزیولوژیک و پزشکی متعددی را برای مادر به همراه داشته باشد که نیازمند نظارت دقیق پزشکان متخصص است.

💡 در فرهنگ‌های مختلف، کودک اوردن تنها یک مسئولیت فردی نیست بلکه به عنوان تداوم نسل و پیوند عمیق میان اعضای خانواده در نظر گرفته می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران