کوتاهانه

مترادف‌ها

مختصر، کوتاه، موجز، خلاصه

متضادها

طولانی، مفصل

لغت نامه دهخدا

کوتاهانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) قصیرانه و به طور کوتاهی و مانند کوتاه و پست قدمانند. ( ناظم الاطباء ): کَردَمَة؛ کوتاهانه دویدن. ( منتهی الارب ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران