لغت نامه دهخدا
کهنه غلتاق. [ ک ُ ن َ / ن ِ غ َ ] ( اِ مرکب ) غلتاق کهن. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || کهنه غلتاق؛ زنی پیر و مایل به مردان.زن پیر بدسابقه. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کهنه غلتاق. [ ک ُ ن َ / ن ِ غ َ ] ( اِ مرکب ) غلتاق کهن. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || کهنه غلتاق؛ زنی پیر و مایل به مردان.زن پیر بدسابقه. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
زن پیر بدسابقه.
غلتاق کهن. یا زنی پیر و مایل به مردان. زن پیر بد سابقه.