کندوخانه

مترادف‌ها

زنبورستان، کندو

لغت نامه دهخدا

کندوخانه. [ ک َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) شان عسل. ( آنندراج ). کندوی زنبور عسل. ( ناظم الاطباء ). || ظرفی که در آن دوغ ریزند و به هم زنند تا مسکه آن جدا گردد. ( ناظم الاطباء ). || سبد کوچک. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).

جمله سازی با کندوخانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در فصل بهار که گل‌ها شکوفا می‌شوند، زنبورها با فعالیت بسیار زیاد به سمت کندوخانه می‌روند تا با جمع‌آوری شهد، ذخایر غذایی خود را برای زمستان آماده کنند.

💡 کشاورز با دقت بسیار زیاد، تمام کندوخانه‌های واقع در باغ را بررسی کرد تا از سلامت ملکه و نبود هرگونه بیماری در میان زنبورها اطمینان حاصل نماید.

💡 ساخت یک کندوخانه استاندارد و مستحکم برای تولید عسل با کیفیت بالا، یکی از مهم‌ترین مراحل در مدیریت صحیح یک مجموعه بزرگ زنبورداری محسوب می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران