مشواره
مترادفها
سفر کوتاه، رفت و آمد، پیادهروی، گشت و گذار
لغت نامه دهخدا
( مشوارة ) مشوارة. [ م ِش ْ رَ ] ( ع اِ ) جای شهد. ( منتهی الارب ). خانه زنبور که از وی انگبین گیرند و کندوی عسل. ( ناظم الاطباء ). موضع عسل. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
جای شهد خانه زنبور که از وی انگبین گیرند و کندی عسل.