واژه «کندروش» واژهای فارسی و کهن است که در منابع لغوی قدیم، بهویژه در فرهنگهای لغت، به معنای نوعی زمین پشتهپشته و ناصاف آمده است. این واژه برای توصیف زمینی به کار میرود که سطح آن کاملاً هموار نیست و دارای برجستگیها و فرورفتگیهای پشت سر هم است. در برخی توضیحات لغوی، «کندروش» به زمینی شیبدار نیز اطلاق شده که در آن سطح زمین به صورت تدریجی بالا و پایین میرود. این ویژگی باعث میشود چنین زمینی برای کشاورزی یا عبور و مرور دشوارتر از زمینهای صاف باشد. از نظر کاربرد زبانی، این واژه بیشتر در متون قدیمی فارسی دیده میشود و در زبان روزمره امروز کمتر مورد استفاده قرار میگیرد. «کندروش» نمونهای از واژگان توصیفی در فارسی کهن است که برای بیان دقیق ویژگیهای طبیعی زمین ساخته شدهاند. این واژه از نظر معنایی، تصویری روشن از ناهمواری و پستیبلندی زمین در ذهن ایجاد میکند. در متون قدیم، چنین واژههایی برای توصیف دقیق جغرافیا و طبیعت اهمیت زیادی داشتهاند و به نویسندگان کمک میکردهاند تا تصویر واقعیتری از محیط ارائه دهند. امروزه به جای آن معمولاً از واژههایی مانند «ناهموار» یا «شیبدار» استفاده میشود. در مجموع، «کندروش» به زمینی گفته میشود که پشتهپشته، ناهموار و دارای شیبهای متوالی است و از واژگان توصیفی کهن در زبان فارسی به شمار میآید.
کندروش
لغت نامه دهخدا
کندروش. [ ک َ دَ ] ( اِ ) زمین پشته پشته. ( برهان ) ( رشیدی ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). شیب دار. ( از فهرست ولف ).