کمائن
مترادفها
کمینها
لغت نامه دهخدا
کمائن. [ ک َ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ کمین، پنهان نشیننده به قصد دشمن در جنگ. ( آنندراج ). و رجوع به کمین شود.
فرهنگ فارسی
جمع کمین. پنهان نشیننده به قصد دشمن در جنگ
کمینها
کمائن. [ ک َ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ کمین، پنهان نشیننده به قصد دشمن در جنگ. ( آنندراج ). و رجوع به کمین شود.
جمع کمین. پنهان نشیننده به قصد دشمن در جنگ