کلاغ گرفتن

لغت نامه دهخدا

کلاغ گرفتن. [ ک َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) صید کردن و گرفتن کلاغ. ( فرهنگ فارسی معین ). || کنایه از استهزا و تمسخر و ریشخند کردن. ( برهان ) ( انجمن آرا ). کنایه از طعنه زدن و تسمخر کردن و ریشخند زدن. ( فرهنگ فارسی معین ). طعنه زدن، استهزا کردن. ( غیاث ). کلاغ زدن، کنایه از طعنه زدن و کردن. ( آنندراج ):
زاغ گیرد همه از بلبل شوریده کلاغ
غنچه شوخ زند خنده و نرگس چشمک.شاه طاهر جندی ( از انجمن آرا ).ز عکس گل و لاله برطرف باغ
کلاغش بطاوس گیرد کلاغ.زلالی ( از آنندراج ).و رجوع به کلاغ زدن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - صید کردن و گرفتن کلاغ. ۲ - طعنه زدن تمسخر کردن ریشخند زدن: ( ز عکس گل و لاله بر طرف باغ کلاغش بطاوس گیرد کلاغ ). ( زلالی )