کعوب

لغت نامه دهخدا

کعوب. [ ک ُ ] ( ع اِ ) ج ِ کعب. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ). رجوع به کعب شود.
- کعوب الرمح؛ گره ها و بندهای نیزه. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ).
کعوب. [ ک ُ ] ( ع مص ) کعابة. کعوبة. ( ازمنتهی الارب ) ( از تاج العروس ). رجوع به کعابة شود.

فرهنگ فارسی

کعابه. کعوبه

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز