واژه «کساردن» در لغتنامههای قدیم فارسی به عنوان صورت یا گونهای از فعل «گساردن» آمده است و معنای اصلی آن بیشتر به خوردن، نوشیدن و برطرف کردن حالت غم و اندوه اشاره دارد. در برخی توضیحات لغوی، «کساردن» به معنای غم خوردن یا باده نوشیدن نیز ذکر شده است، به این معنا که انسان با خوردن یا نوشیدن، حالتی از اندوه را از خود دور میکند. این واژه در متون کهن همچنین به معنای تحمل کردن و پذیرفتن یک وضعیت یا سختی نیز به کار رفته است، به گونهای که فرد بار یا رنجی را بر دوش میگیرد و آن را تاب میآورد. در برخی منابع، «کساردن» با معنای «گذاشتن» نیز مرتبط دانسته شده که نشاندهنده کاربردهای متنوع این فعل در زبان قدیم است. در واقع این واژه در کنار معنای خوردن و نوشیدن، بار معنایی تحمل و گذراندن شرایط دشوار را نیز در خود دارد. از نظر ساختاری، این واژه با «گساردن» ارتباط مستقیم دارد و بسیاری از لغتنامهها آن را معادل یا هممعنا با آن دانستهاند. در زبان فارسی قدیم، چنین واژههایی معمولاً چندمعنایی بودهاند و بسته به متن، مفهوم متفاوتی پیدا میکردهاند. کاربرد «کساردن» در ادبیات بیشتر برای بیان حالات روحی انسان مانند اندوه، رنج یا رفع آن از طریق نوشیدن یا گذر زمان بوده است. همچنین در برخی متون، این واژه به معنای سپری کردن یا پشت سر گذاشتن یک حالت یا دوره نیز آمده است. در مجموع، این کلمه واژهای کهن و هممعنی با «گساردن» است که مفاهیمی مانند خوردن، نوشیدن، تحمل کردن و برطرف کردن اندوه را در بر میگیرد.
کساردن
لغت نامه دهخدا
کساردن. [ ک ُ دَ ] ( مص ) گساردن به معنی غم خوردن و باده خوردن باشد لاغیر و با گاف فارسی به معنی گذاشتن. ( برهان ). خوردن. ( از ناظم الاطباء ). || تحمل کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به گساردن شود.
فرهنگ عمید
= گساردن
فرهنگ فارسی
گساردن بمعنی غم خوردن و باده خوردن باشد لاغیر و با گاف فارسی بمعنی گذاشتن یا تحمل کردن