کردح

لغت نامه دهخدا

کردح. [ ک ِ دِ ] ( ع ص، اِ ) گنده پیر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). عجوز. ( اقرب الموارد ). || مرد درشت و سخت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مردسخت. ( اقرب الموارد ). ج، کَرادِح. ( ناظم الاطباء ).

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز