کحط

لغت نامه دهخدا

کحط. [ ک َ ] ( ع اِ ) خشک سال. لغة فی القحط فصیحة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
کحط. [ ک َ ] ( ع مص ) خشک شدن و بازایستادن باران و خشکسال شدن. ( ناظم الاطباء ). لغت فصیحی است در قحط. ( از اقرب الموارد ). رجوع به قحط شود.

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز