کتاب گردی
مترادفها
کتابخوانی
فرهنگستان زبان و ادب
{bookstore tourism} [گردشگری و جهانگردی] نوعی گردشگری فرهنگی که در آن کتاب فروشی های مستقل، مقصد گروهی گردشگران به شمار می آیند
جمله سازی با کتاب گردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او اوقات فراغت خود را به کتاب گردی در کتابخانههای قدیمی شهر میگذراند تا شاید با نسخههای خطی و کمیاب ادبیات کلاسیک آشنا شود.
💡 کتاب گردی میتواند یکی از بهترین روشها برای گسترش دایره لغات و افزایش سطح دانش عمومی در میان دانشجویان و پژوهشگران مختلف باشد.
💡 در ایام تعطیلات، بسیاری از علاقهمند به مطالعه، به کتابفروشیهای بزرگ میروند تا با نوعی کتاب گردی آرام، کتابهای جدید سال را انتخاب کنند.