خاطره گردی

مترادف‌ها

خاطره‌بازی، مرور خاطرات

فرهنگستان زبان و ادب

{nostalgic tourism} [گردشگری و جهانگردی] نوعی گردشگری که در آن گردشگر به مکان هایی که از آنها خاطره دارد سفر می کند

جمله سازی با خاطره گردی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اينها نمونه هايى از بزرگداشت خاطره شهادت حسين عليه السلام در مدينه بود.

💡 برپايى مراسم سوگوارى براى ائمّه و احياى خاطره شكوهمند و الهام بخش حيات و جهادو شهادتشان، همواره در تاريخ، حركت آفرين و بيدارگر بوده است.

💡 مرا که بیدل و دینم ز زلف او چه هراس که نیست وحشت خاطره زدزد عریان را

💡 مرده بودم من و این خاطره عشق و شباب روح من بود و پریشان به مزار آمده بود

💡 کاروانی همی از ری به‌ سوی مسکو رفت جمله خاطرها مستغرق این خاطره شد

💡 با خلق همنشین و، از ایشان رمیده باش مضمون دلنشین ز خاطره پریده باش

💡 گاهی اوقات در پایان هفته، من و دوستان قدیمی‌ام تصمیم می‌گیریم کمی خاطره‌گردی کنیم و از روزهای دوران دانشجویی و اتفاقات خنده‌دار آن زمان بگوییم.

💡 او در تنهایی شب‌های بارانی، به خاطره‌گردی مشغول می‌شد تا شاید در میان انبوه خاطرات قدیمی، تکه‌ای از آرامش گمشده‌اش را دوباره پیدا کرده باشد.

💡 بازگشت به خانه پدری و دیدن وسایل قدیمی، باعث شد تا ساعت‌ها به خاطره‌گردی بپردازیم و یاد روزهایی کنیم که همه چیز بسیار ساده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران