ساحل گردی
مترادفها
ساحلگردی، ساحلنوردی
فرهنگستان زبان و ادب
{S tourism} [گردشگری و جهانگردی] نوعی گردشگری که در آن گردشگرها اوقات خود را در ساحل دریا و بر روی ماسه و در زیر آفتاب میگذرانند
جمله سازی با ساحل گردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گر سراپا دست و پای سعی گردی همچو موج دور می اندازد از پهلوی خود ساحل ترا
💡 خس و خاشاک ساحل این سخن با موج می گوید که در دریا برون آیی اگر بی دست و پا گردی
💡 در روزهای تعطیل و فصل تابستان، بسیاری از خانوادهها برای تفریح و استراحت از برنامههای ساحل گردی استفاده میکنند تا از هوای تازه لذت ببرند.
💡 ساحل گردی میتواند یکی از بهترین روشها برای کاهش استرس و خستگی ناشی از کارهای روزمره باشد، به شرطی که در طبیعت آرام حرکت کنید.
💡 بسیاری از گردشگران خارجی برای تجربه فرهنگ بومی و تماشای غروب خورشید، سفرهای خود را با هدف ساحل گردی در مناطق جنوبی کشور برنامهریزی میکنند.