کباب ساختن

لغت نامه دهخدا

کباب ساختن. [ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) کباب کردن:
داد لبش چون نمک بوی بنفشه به صبح
بر نمکش ساختم مردم دیده کباب.خاقانی.

فرهنگ فارسی

کباب کردن
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
حلما
حلما
تزویر
تزویر
درس
درس
فال امروز
فال امروز