کاموری
لغت نامه دهخدا
کاموری. [ کام ْ وَ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی کامور. کامیابی. || نیکنامی و معروفی.
فرهنگ فارسی
۱ - کامیابی کامرا نی. ۲ - توفیق فیروز مندی.
کامیابی
کاموری. [ کام ْ وَ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی کامور. کامیابی. || نیکنامی و معروفی.
۱ - کامیابی کامرا نی. ۲ - توفیق فیروز مندی.
کامیابی