لغت نامه دهخدا
کاسرالریاح. [ س ِ رُرْ ریا ]( ع ص مرکب ) بادکش. بادشکن، هوالدواء الذی من شأنه ان یجعل قوام الریح رقیقاً هوائیاً بحرارته و تخفیفه فیتحلل و ینتقض عماً یحتقن فیه مثل بزرالسداب. ( قانون ابوعلی، کتاب دوم ص 149 س 15 ). آنچه قوام ریاح غلیظ به حرارت رقیق ساخته دفع نماید مانند تخم سداب.