کاروگر
مترادفها
کارگر، نیروی کار
متضادها
کارفرما
لغت نامه دهخدا
کار و گر. [ رُ گ َ ] ( اِ مرکب ) کار و کر. پشت و پناه و مراد و مقصود باشد.( برهان ). و رجوع به «کار و کر» و «کام و کر» شود.
فرهنگ فارسی
پشت و پناه و مراد و مقصود باشد
کارگر، نیروی کار
کارفرما
کار و گر. [ رُ گ َ ] ( اِ مرکب ) کار و کر. پشت و پناه و مراد و مقصود باشد.( برهان ). و رجوع به «کار و کر» و «کام و کر» شود.
پشت و پناه و مراد و مقصود باشد