کار اراستن

مترادف‌ها

آرایش کردن، زینت دادن، تزیین کردن

متضادها

خراب کردن، تخریب کردن

لغت نامه دهخدا

( کار آراستن ) کار آراستن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) مجهزکردن. آماده کردن ( رزم و مانند آن را ):
از آن پس بگفتند کای شهریار
سوی رزم ترکان برآرای کار.فردوسی.

فرهنگ فارسی

( کار آراستن ) ( مصدر ) آمادهکردن ( برای رزم و غیره ) مجهز ساختن: [ از ان پس بگفتند کای شهریار سوی رزم ترکان بر آر ای کار ].
مجهز کردن آماده کردن

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران