کاحبه

مترادف‌ها

فاحشه، بدکاره، هرزه

متضادها

عفیفه، پاکدامن، باحیا، پاک، عفاف‌مند

لغت نامه دهخدا

( کاحبة ) کاحبة. [ ح ِ ب َ ] ( ع ص ) کثیرة. ( منتهی الارب ). دراهم کاحبة؛ درهمهای بسیار و کذلک غیرها من الاشیاء. ( ناظم الاطباء ). || آتش بلندشعله. ( منتهی الارب ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران