اعصمه
لغت نامه دهخدا
( اعصمة ) اعصمة. [ اَ ص ِ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ عِصام، بند مشک و دوال که به وی بردارند مشک را و سرمه و جای باریک و یک طرف ذنب. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با اعصمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در مباحث کلامی شیعه، بحث درباره اعصمه پیامبران و امامان به عنوان یکی از ارکان اصلی اعتقادی و ضرورت وجودی آنها مطرح میشود.
💡 بحث حول محور اعصمه و ویژگیهای اخلاقی و اعتقادی اولیاء الهی، از موضوعات بسیار پیچیده و مهم در متون تخصصی علوم دینی است.
💡 بسیاری از پژوهشگران در تلاش هستند تا با بررسی دقیق منابع، مفهوم اعصمه را از دیدگاههای مختلف کلامی و منطقی تبیین کنند.