چکچاک

لغت نامه دهخدا

چکچاک. [ چ َ ] ( اِ صوت ) صدا و آواز پی در پی زدن گرز و شمشیر و امثال آن باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). آواز ضرب گرز و شمشیر که از پی هم زنند. ( جهانگیری ). آواز گرز و شمشیر که در پی هم زنند. ( انجمن آرا ). صدا و آواز برخورد پی در پی شمشیر و گرز و جز آن. ( ناظم الاطباء ). چکاچاک و چکاچک و چاک چاک و چک چک و چکچکاک و چکاکاچاک. تپ تاپ و شب شاپ:
ز چکچاک گرز و ز شپشاپ تیر
برآورد از جان دشمن نفیر.اسدی ( از جهانگیری ).رجوع به چاکاچاک و چکاچاک و چک چاک. شود.

فرهنگ عمید

=چکاچاک

فرهنگ فارسی

صدا و آواز پی در پی زدن گرز وشمشیر و امثال آن باشد. آواز ضرب گرز و شمشیر که از پی هم زنند.

جمله سازی با چکچاک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پرنده کوچک و زیبای چکچاک با حرکات سریع دم خود، بر روی سنگ‌های کنار رودخانه نشسته بود و به دنبال حشرات کوچک می‌گشت.

💡 در میان هیاهوی صبحگاهی در باغ، صدای جیک‌جیک چکچاک‌ها که میان شاخ و برگ درختان می‌دویدند، آرامش عجیبی به روح انسان می‌بخشید.

💡 عکاس حیات وحش با صبر و حوصله بسیار زیاد، تلاش کرد تا تصویری بی‌نقص از پرنده چکچاک در حال پرواز در آسمان آبی ثبت کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران