چهارسمت

مترادف‌ها

چهار جهت، چهار طرف، چهار سو

لغت نامه دهخدا

چهارسمت. [ چ َ / چ ِ س َ ] ( اِ مرکب )چهارطرف. چهارجانب. چهارجهت. رجوع به چارسمت شود.

فرهنگ عمید

چهار جهت، چهار طرف، روبه رو و پشت سر و طرف راست و طرف چپ.

فرهنگ فارسی

( اسم ) چهار جهت اصلی: مشرق مغرب شمال و جنوب.
چهار طرف. چهار جانب. چهار جهت.

جمله سازی با چهارسمت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گردشگران برای تماشای منظره‌ای بی‌نظیر، به بالای تپه رفتند تا بتوانند زیبایی‌های طبیعی طبیعت را از هر چهارسمت با دقت بیشتری مشاهده کنند.

💡 در طراحی این ساختمان مدرن، معمار تلاش کرده است تا نور خورشید را در تمام طول روز از هر چهارسمت به داخل اتاق‌ها هدایت کند.

💡 پلیس برای پیدا کردن مسیر فرار مشکوک، تمام چهارسمت اطراف میدان اصلی را به دقت جستجو کرد تا هیچ مدرکی از قلم نیفتاده باشد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران