چسپیدنی
مترادفها
چسبنده، لزج
متضادها
جداشدنی، لغزنده
لغت نامه دهخدا
چسپیدنی. [ چ َ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل چسپیدن. درخور چسپیدن.متصل شدنی. چسپ شدنی. رجوع به چسپیدن و چسپیده شود.
جمله سازی با چسپیدنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای چسباندن قطعات کوچک در ساخت مدلهای هواپیما، استفاده از یک ماده چسپیدنی بسیار قوی و باکیفیت برای حفظ استحکام کل سازه ضروری است.
💡 این نوع کاغذ دیواری دارای یک لایه چسپیدنی بسیار کارآمد است که باعث میشود بدون ایجاد آسیب به دیوار، به راحتی نصب و جدا شود.
💡 در صنایع بستهبندی، استفاده از مواد چسپیدنی ایمن و غیرسمی برای بستن جعبهها، اهمیت بسیار زیادی در حفظ سلامت مصرفکنندگان دارد.