چراغبارانی
مترادفها
چراغ مه، چراغ مهگیر
لغت نامه دهخدا
چراغبارانی. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) در تداول عوام، چراغانی. چراغونی. چراغبارونی. رجوع به چراغان و چراغانی شود.
فرهنگ فارسی
در تداول عوام چراغانی ٠ چراغونی چراغبارونی.
چراغ مه، چراغ مهگیر
چراغبارانی. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) در تداول عوام، چراغانی. چراغونی. چراغبارونی. رجوع به چراغان و چراغانی شود.
در تداول عوام چراغانی ٠ چراغونی چراغبارونی.