چامیدن

لغت نامه دهخدا

چامیدن. [ دَ ] ( مص ) شاشیدن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بول کردن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کمیز انداختن. ( ناظم الاطباء ). ادرار کردن. و رجوع به چامین شود. || دمیدن. || وزیدن. ( ناظم الاطباء ). || رفتار بناز. چمیدن مخفف چامیدن است. ( فرهنگ نظام ).

فرهنگ معین

(دَ )(مص ل. )۱ - شاشیدن.۲ - خرامیدن.

فرهنگ عمید

شاشیدن، ادرار کردن.
چمیدن، خرامیدن.

ویکی واژه

شاشیدن.
خرامیدن.

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
استفاده یعنی چه؟
استفاده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز