چارنعل
لغت نامه دهخدا
چارنعل. [ ن َ ]( اِ مرکب ) چهارنعل. نوعی از راه رفتن اسب. نوعی از دویدن اسب. راندن اسب بشتاب. قسمی از دوانیدن اسب.
فرهنگ فارسی
چهار نعل. نوعی از رفتن اسب. نوعی از دویدن اسب. راندن اسب بشتاب.
چارنعل. [ ن َ ]( اِ مرکب ) چهارنعل. نوعی از راه رفتن اسب. نوعی از دویدن اسب. راندن اسب بشتاب. قسمی از دوانیدن اسب.
چهار نعل. نوعی از رفتن اسب. نوعی از دویدن اسب. راندن اسب بشتاب.