کلمه «چار منگل» در لهجه قزوین به کسی اطلاق میشود که دچار قولنج یا گرفتگی شدید بدن شده و توان حرکت ندارد. وقتی گفته میشود شخص «چارمنگل مانده است»، منظور این است که فرد یارای حرکت به هیچ سو ندارد و گرفتار ناتوانی یا فلج موقت جسمی شده است. این واژه معمولاً به افرادی اطلاق میشود که به دلیل درد یا گرفتگی شدید، قادر به حرکت آزادانه نیستند و حالت ناتوانی کامل جسمانی پیدا کردهاند. چارمنگل نشاندهنده وضعیت ضعف، بیحرکتی و ناتوانی جسمی فرد است و در منابع محلی و لهجههای منطقهای ثبت شده است. این اصطلاح هم در گفتار روزمره و هم در توصیف وضعیت جسمانی افراد کاربرد دارد و معنای دقیق آن با توجه به زمینه استفاده روشن میشود. به طور خلاصه، چارمنگل نشانه یک حالت ضعف شدید و ناتوانی حرکت است.
چار منگل
لغت نامه دهخدا
چارمنگل. [ م َ گ َ ] ( اِ مرکب ) کسی که قولنج کند و از حرکت بیفتد، گویند چارمنگل مانده است یعنی یارای حرکت بهیچ سوی ندارد. ( لهجه قزوین ).
فرهنگ فارسی
کسیکه قولنج کند و از حرکت بیفتد گویند چار منگل مانده است یعنی یارای حرکت بهیچ سوی ندارد.