پیرپاتال
فرهنگ معین
(اِمر. ) (عا. ) پیر، فرتوت.
فرهنگ عمید
پیر سال خورده و ازکارافتاده، فرتوت.
فرهنگ فارسی
( اسم ) پیر فرتوت.
ویکی واژه
(عا.)
پیر، فرتوت.
(اِمر. ) (عا. ) پیر، فرتوت.
پیر سال خورده و ازکارافتاده، فرتوت.
( اسم ) پیر فرتوت.
(عا.)
پیر، فرتوت.