پیروزگار
مترادفها
پیروز، موفق، ظافر، کامیاب
متضادها
شکستخورده، بازنده، ناکام
لغت نامه دهخدا
پیروزگار. ( ص مرکب ) عنایت کننده فتح و ظفر. پیروزگر.
فرهنگ عمید
۱. مظفر، فاتح.
۲. پیروزی دهنده.
پیروز، موفق، ظافر، کامیاب
شکستخورده، بازنده، ناکام
پیروزگار. ( ص مرکب ) عنایت کننده فتح و ظفر. پیروزگر.
۱. مظفر، فاتح.
۲. پیروزی دهنده.