ظفر جو ی

لغت نامه دهخدا

ظفرجوی. [ ظَ ف َ ] ( نف مرکب ) طلبنده و جوینده ظفر و پیروزی:
بر شخص ظفرجوی فتد لرزه مفلوج
بر لفظ سخنگوی زند لکنت تمتام.مسعودسعد.

فرهنگ فارسی

( ظفر جو ی ) جوینده ظفر پیروزی خواه.

جمله سازی با ظفر جو ی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به راون گفت کای شاه ظفر جوی من از حکم تو کی می تافتم روی

💡 به نرمی ظفر جوی بر خصم جاهل که که را به نرمی کند پست باران

اعتصاب یعنی چه؟
اعتصاب یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز