پیراهیدن
مترادفها
پیر شدن، کهن شدن
لغت نامه دهخدا
پیراهیدن. [ دَ ] ( مص ) دباغت دادن چیزی را. ( آنندراج ). پیراستن.
فرهنگ عمید
= پیراستن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- زینت دادن پیراستن. ۲- دباغت کردن چیزی را پیراستن
پیر شدن، کهن شدن
پیراهیدن. [ دَ ] ( مص ) دباغت دادن چیزی را. ( آنندراج ). پیراستن.
= پیراستن
( مصدر ) ۱- زینت دادن پیراستن. ۲- دباغت کردن چیزی را پیراستن