پوسدن تصویر معنی پوسدن متضادها تازه شدن، نو شدن لغت نامه دهخدا پوسدن.[ س ِ دَ ] ( مص ) مخفف پوسیدن. رجوع به پوسیدن شود. کلمات مرتبط سکیزاندن سپیدز اشوریدن