پنجه برتافتن

مترادف‌ها

چنگ زدن، چنگ انداختن

متضادها

رها کردن

فرهنگ معین

( ~. بَ. تَ ) (مص ل. ) به زور غلبه کردن، ستم کردن.

ویکی واژه

به زور غلبه کردن، ستم کردن.

جمله سازی با پنجه برتافتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گربه با خشم زیاد شروع به پنجه برتافتن به دیوار کرد، انگار که می‌خواست تمام انرژی و عصبانیت خود را از طریق این حرکت تخلیه نماید.

💡 در توصیفات ادبی، شاعر از پنجه برتافتن باد بر شاخه‌های درختان صحبت می‌کند تا شدت طوفان و قدرت بی‌رحمانه طبیعت را به زیبایی به تصویر بکشد.

💡 حیوان در تلاش برای فرار از دام، با تمام توان به سمت دیواره‌ها پنجه برتافتن کرد، اما متأسفانه موفق نشد راهی برای نجات خود پیدا کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران