پناور تصویر معنی پناور مترادفها دانشمند، سخنور، خردمند لغت نامه دهخدا پناور. [ پ َ وَ ] ( اِ ) صاحب فرهنگ شعوری گوید بمعنی کورک است که در عربی آن را دُمَل گویند و آنندراج این کلمه را با آن معنی از شعوری نقل کرده است و به شعوری اعتمادی نیست. کلمات مرتبط پنافتن پلوگ پژاون بادبار بالاور