پردوامی
مترادفها
ماندگار، پایدار، مستمر، همیشگی
متضادها
گذرا، ناپایدار، موقت، فانی
لغت نامه دهخدا
پردوامی. [ پ ُ دَ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پردوام. حالت و چگونگی چیزی که بسیار پاید.
جمله سازی با پردوامی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ایجاد یک رابطه عاطفی و دوستانه پایدار مستلزم تلاش دو طرف برای درک متقابل و احترام به حریم خصوصی یکدیگر در طول سالیان طولانی زندگی است.
💡 دولتها باید سیاستهایی را تدوین کنند که باعث ایجاد ثبات اقتصادی و رفاه پردوامی برای تمامی لایههای جامعه، بهویژه اقشار ضعیف و آسیبپذیر شود.
💡 استفاده از مصالح باکیفیت در ساختوساز ساختمانها باعث میشود که سازه دارای استحکام و عمر پردوامی باشد و در برابر حوادث طبیعی مقاوم بماند.