پرتکی
لغت نامه دهخدا
پرتکی. [پ َ ت َ ] ( ص، ق ) در تداول عوام، بی تعقل. بی اندیشه.
- پرتکی گفتن؛ پرتکی جواب دادن.
فرهنگ فارسی
بی اندیشه بی فکر و تعقل: پرتکی چیزی گفت.
پرتکی. [پ َ ت َ ] ( ص، ق ) در تداول عوام، بی تعقل. بی اندیشه.
- پرتکی گفتن؛ پرتکی جواب دادن.
بی اندیشه بی فکر و تعقل: پرتکی چیزی گفت.